مرجع پیامک های مذهبی

پیوندها

۲۳ مطلب در مهر ۱۳۹۳ ثبت شده است


حسین جان 


اذان به ساعت شرعی ِ تـیـغ ابرویت 

عواقبش خطـر قتل عامِ عُشاق است 



مسافر کربلا


من شاعرم ز روضه فقط حرف میزنم

بیچاره فرشچیان که به تصویر می کشد 



مسافر کربلا


حسین جان 

ما را هنری نیست به جز نوکری تو 

تا بوده همین بوده و تا هست همین است 



مسافر کربلا


یا حسین 


ما را گدای خانه ی خود کن همین بس است 

کی گفته ایم حاجی بازارمان کنی 



مسافر کربلا


احمد به روی دست علی را گرفت و گفت 

دست کسی نظیرش اگر هست رو کند 




مسافر کربلا


یا علی 


اول تو از پیاله ی هستی چشیده ای

ما نیز خورده ایم ز جام دهانی ات 

قنبر به خود لیاقت قنبر شدن نداشت

افتاد بین جذبه ی قنبر کشانی ات




مسافر کربلا


حافظ خبر نداشت جهان وقف مرتضاست 

از کیسه ی خلیفه سمرقند داده است 



مسافر کربلا


ای که گفتی فمن یمت یرنی

جان فدای کلام دلجویت

کاش روزی هزار مرتبه من 

مردمی تا بدیدمی رویت 



مسافر کربلا


دلتنگ حرم حال و هوایی دارد

نزدیک محرم چه نوایی دارد

صد بار بگو داعشیان کور شوند

ایوان نجف عجب صفایی دارد



مسافر کربلا


یا حسین

من اهل شهر شمایم دلیل هم دارم

گرفته لهجه ی روضه زبان من دهنم



مسافر کربلا


یا امام هادی 


بر لشکر کفر ؛ چیره ات باید خواند

خورشید به شام تیره ات باید خواند

درس ادب و ولایت و  تقوا را

در جامعه ی کبیره ات باید خواند



مسافر کربلا

یا حسین


کاش فردای قیامت گریه های کودکی 

جزو آمار بکاء روضه ات گردد حساب 



مسافر کربلا


گیرم هزار کعبه خدا خلق می نمود 
چنگی به دل نمیزد اگر کربلا نداشت



مسافر کربلا

منت خدای را که مرا صاحبم حسین
حتی میان جو مجازی رها نکرد...!


مسافر کربلا

حسین جان
رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد
ما به قربان تو رفتیم و همانجا ماندیم


مسافر کربلا

من که شاعر نیستم، اما دم تو یا رضا
لال مادرزاد را حتی غزلخوان می کند

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی


مسافر کربلا

یا صاحب الزمان 

ما بی سلیقه ایم تو حاجات ما بخواه
ورنه گدا مطالبه ی آب و نان کند


مسافر کربلا

به هوای حرمش میگذرد ایامم
کوه دردم که کند نام حسین آرامم...


مسافر کربلا

چندیست هوای چشم من بارانی ست
هر خشت دلم بیانگر ویرانی ست
بیماری دوری از خراسان دارم
تجویز پزشک من، حرم درمانی ست!


مسافر کربلا


گریه آباد شدم خانه ات آباد حسین

به دو صد درّ و گهر دیده ی تر نفروشم

زندگی بی نمک روضه ی تو شیرین نیست

نمک شور تو بر کوه شکر نفروشم





مسافر کربلا

نفس باد صبا مشک فشان هم بشود 
باز عطر حرمت، رونق عطاری هاست


مسافر کربلا

ایرانیم اما به خدا دوست ندارم
جز کرب و بلای تو وطن داشته باشم...


مسافر کربلا

الدواء عند الحسین و الشفاء عند الحسین
بهر درمان یافتن دست از دوا باید کشید
رو به قبله کردن ما بین قبر انصاف نیست
صورت ما را به سمت کربلا باید کشید
عاشقان بی کفن ها، با کفن بیگانه اند
بعد مردن روی ما یک بوریا باید کشید


مسافر کربلا